ناصر الدين شاه قاجار

98

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

به آنها فرموده مرخّص شدند و رفتند دهاتى كه امروز در دست راست جادّه از مسافت زيادى ديديم از اينقرار است ( قريهء قلعه شمشاد خرده مالك ) ( قريهء قلعه حاتم ملكى حاجى ميرزا ابو تراب ) ( قريهء قلعه كوچك ملكى حاجى يوسف ) ( قريهء توزه زن ملكى مظفّر الملك ) ( قريه چهار برّه ملكى باقر خان ) ( قريهء بنه ديزه ملكى ايضا ) ( قريهء بركت‌آباد ملكى عبد الرّحيم خان ) ( قريهء درّه گرگى خرده مالك ) ( قريهء كيال دست چپ خيلى نزديك بجادّه و خرده مالك است شنبه بيست و نهم امروز بايد برويم به كوليدر بگردش صبح برخاسته آمديم بچادرزرى بزرگ كه زير چنارها زده بودند جناب امين السّلطان بحضور آمده نشست بعضى كارها و فرمايشات با او داشتيم بعد از فراغت از كار بعضى علمائيكه تا به حال بحضور نيامده بودند جناب امين السّلطان بحضور آورد چون مصمّم حركت بوديم همينطور ايستاده آنها را ملاقات كرديم جناب حاجى آقا هاشم برادر جناب آقا ضياء با اتباعش بودند جناب آقا سيّد باقر امام جمعه جديد خرّم آباد هم كه عصاى مرصّع و خلعتى به او داده بوديم بود بعد از ديدن علماء سوار اسب شده رانديم براى كوليدر باز از همان ده گوشه